از یاقوت تا شقایق
سرگرمی تفریحی اطلاعات عمومی
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: یوسف اقتصادی - چهارشنبه ۱٠ فروردین ۱۳٩٠

بریها دارانیاکا اوپانیشاد



همان آرزوی ژرفی هستید که شما را به پیش می‌راند

آرزویتان هرگونه که باشد، اراده‌تان همانگونه است

اراده‌تان هرگونه که باشد، کردارتان همانگونه است

کردارتان هرگونه که باشد، تقدیرتان همانگونه است


 




« گزیده ای از اندیشه ها و احساسات با شکوه »




سقراط :

هرکسی که بداند که نداند از همه داناتر است یک چیز را خوب می دانم و آن این است که هیچ نمی دانم هر که بداند درست چیست، دست به نادرست نمی زند

***

نیچه :

ما در رویدادهای زندگی خود نقشی نداریم، اما در اینکه چگونه آنها را تعبیر کنیم، مؤثر هستیم.

***

جبران خلیل جبران « نامه های عاشقانه یک پیامبر »:

نفرت به همان اندازه دوست داشتن ، خوب است . یک دشمن می توان به خوبی یک دوست باشد . برای خود زندگی کن، زندگیت را بزیی، سپس به راستی دوست انسان خواهی شد .

***

جی.پی.واسوانی « تا سرای او »:

هرکس همان گونه است که فکر می کند پس مراقب افکار خود باشید . ذهن همچون ساعتی پیوسته درحال کار کردن است و باید هر روز با اندیشه های خوب آن را کوک کرد .

***

شو کینگ :

میان دانستن و دریافت کردن فاصله زیادی است.

دانستن دشوار نیست اما دریافت کردن دشوار است.

***

گواتما بودا :

هستی ما به ناپایداری ابرهای پاییز

تماشای تولد و مرگ موجودات

همچون نظاره شعله‌‌های آتش

یک عمر مانند جرقه رعدی در آسمان

چون سیلابی پر شتاب و روان

از سراشیبی کوهی

***

شو کینگ :

میان دانستن و دریافت کردن فاصله زیادی است.

دانستن دشوار نیست اما دریافت کردن دشوار است.

***

جی.پی.واسوانی « تا سرای او »:

هرکس همان گونه است که فکر می کند پس مراقب افکار خود باشید . ذهن همچون ساعتی پیوسته درحال کار کردن است و باید هر روز با اندیشه های خوب آن را کوک کرد .




***

گوته:

هیچ کس نمی تواند ما را بهتر از خودمان فریب دهد .




***

یوستین گوردر « راز فال ورق »:


«زندگی بخت آزمایی بزرگی است که فقط بلیط های برنده را می توان دید»

ضرب المثل سانسکریت

درختان بارور خم می شوند و مردان بزرگ متواضع میگردند،

اما شاخه های خشک و مردم نادان می شکنند وخم نمی شوند.



***

ک.گ.یونگ:

انسان وقتی تمام عیار، وحدت یافته، آرام، بارور و شادمان می شود که فرآیند فردیت کامل شود، وقتی که ؛ خودآگاه و ناخودآگاه او بیاموزند در صلح و صفا با هم زندگی کنند و مکمل یکدیگر باشند.



***


جبران خلیل جبران:

بهترین بخشی را در هر فرد جست وجو کن و این را به او بگو. همه ما به چنین محرکی نیازمندیم، هر بار که از کار من ستایش می شود، فروتن تر می گردم چون احساس نادیده گرفته شدن یا ناخوشایند بودن نمی کنم. نگریستن به عظمت همسایه ات را بیاموز و عظمت خودت را نیز بنگر.



***

سری چینموی:

«موفقیت روی ستون های شکست شکل می گیرد»



***

پائولو کوئیلو:

قلب آدم ها گاهی شکوه می کند چرا که آدم ها می ترسند که بزرگترین رؤیاهایشان را متحقق کنند، چون یا فکر می کنند که لیاقتش را ندارند و یا اینکه نمی توانند از عهده آن برآیند. ما قلب ها از ترس می میریم.

تنها از اندیشیدن به عشق های مدفون شده و یا لحظاتی که می توانستند خیلی زیبا باشند و نبودند یا گنج هایی که می توانستند کشف شوند ولی برای همیشه در زیر خاک مدفون ماندند چون اگر هریک از این اتفاق ها بیفتد ما رنج وحشتناکی می کشیم.

«قلب من از رنج کشیدن می ترسد»




***
همیشه به قلبت بگو: «که ترس از رنج از خود رنج بدتر است»

(تاریکترین لحظه شب لحظه قبل از طلوع آفتاب است).




***
توکارام:

اگر می خواهید حقیقتاً زندگی کنید، ابتدا مردن را بیاموزید!




***

امرسون :

وجود شما چنان صدای رسایی دارد که نمی توانم سخنانتان را بشنوم.




***

یوستین گوردر:

عجیب است که ما انسان ها از هر جهت تا به این حد هوشمند هستیم. فضا و ساختمان اتم را کشف می کنیم اما از ماهیت خودمان اطلاعی نداریم یا درک درستی نداریم

میگوئل سرانوی « بایونگ و هیسه »:

مهم نیست که چقدر منزوی هستید و چه مایه احساس تنهایی می کنید، اگر کار خود را حقیقتاً و خودآگاهانه انجام دهید، یاران ناشناخته می آیند و شما را طلب می کنند.




***

دبی فورد « نیمه تاریک وجود »:

ما انتخاب کرده ایم که به بخش هایی از وجود خود اجازه بودن ندهیم و درنتیجه مجبور هستیم انرژی روانی بسیاری را صرف پنهان نگه داشتن آنها بکنیم.




***

میگوئل د اونامونو « مه »:

کسی که زیاد سفر می کند قصدش فرار از مبدأ است نه رسیدن به مقصود .




***

فرانتس کافکا:


لازم نیست گوش کنید، فقط منتظر شوید. حتی لازم نیست منتظر شوید، فقط بیاموزید آرام و ساکن و تنها باشید.

جهان آزادانه خود را به شما پیشکش خواهد کرد تا نقاب از چهره‌اش بردارید

انتخاب دیگری ندارد؛ مسرور به پای شما در خواهد غلطید




***

سوامی ویو کاناندا:


«کارما» گواه جاودان آزادی انسان است

اندیشه‌‌ها و گفتار و کردارمان تارهای پیله‌ای است که پیرامون خود می‌‌تنیم




***

لائو تسه:


دانای فرزانه

بی‌آنکه گام سپارد، می‌داند

بی‌آنکه بنگرد، می‌بیند

بی‌عمل، سامان می‌دهد




***

کوئیلو « مبارزان راه روشنایی »:


دو اشتباه بسیار بزرگ یکی این است که قبل از موعد اقدام به عمل کنیم و دیگری این است که فرصت مناسب را از دست بدهیم.




***

باگاواد گتیا:

آنکه کارهایم به دست اوست، یار وفادار من است، از هر تعلق و دلبستگی بری است و به هر موجودی مهر می ورزد. او به سویم می آید



***

کنفسیوس:

اگر غذایی نامطبوع بخوری، آبی ناگوار بنوشی و بر خم بازوانت بالین بسازی، هنوز می توانی سرور و شادمانی را بیابی



***

منسیوس:

غفلت بورزید تا سرگشته بمانید.

بجویید تا بیابید!




***

جبران خلیل جبران:

سکوت دردناک است. اما در سکوت است که همه چیز شکل می گیرد و در زندگی ما لحظه هایی هست که تنها کار ما باید انتظار کشیدن باشد. درون هر چیز در اعمال هستی، نیرویی هست که چیزی را می بیند و می شنود که هنوز قادر به درکش نیستیم، هر آنچه امروز هستیم، از سکوت دیروز زاده شده است.




***

تاولر:

به راستی که شماری بسیار از مردم با یاوه گویی های خود نشان می دهند که میان تهی هستند اما اندکی از آنان نیز با سکوت خود نشان می دهند که الهی هستند.




***

چاناکیا:

بخشایش، نیروی ضعفا و زینت نیرومندان است.




***


گوته


عاقل‌ترین فرد کسی است که قدر زمان را می‌داند



***

کتاب: پیام‌های زندگی


قضاوت کنید، همانگونه که می‌خواهید در مورد شما قضاوت کنند

احترام بگذارید، همانگونه که می‌خواهید به شما احترام بگذارند

عشق بورزید، همانگونه که می‌خواهید به شما عشق بورزند

ببخشید، همانگونه که می‌خواهید شما را ببخشند

اعتماد کنید، همانگونه که می‌خواهید به شما اعتماد کنند

خوبی کنید، همانگونه که می‌خواهید به شما خوبی کنند




***



ساراها: نوشته‌‌های بودایی



در گردش‌هایم از پرستشگاه‌های زیادی دیدن کرده‌ام

اما پرستشکده‌ای نیافتم که چون بدن خودم فرخنده حال باشد




***

یهج بن مؤده الرازی


بهشت زندان فرزانه است، همانگونه که دنیا زندان مؤمن است




***

سوامی برهماناندا


دنیا چنان ساخته شده که اگر از شادکامی‌هایش بهره برید،

بایست رنج‌هایش را هم تاب آورید.

خوشتان بیاید یا نیاید،

نمی‌توانید از این دو یکی را بی‌دیگری داشته باشید




***

دبی فورد (کتاب: نیمه تاریک وجود)


اگر عظمتی مشاهده می‌کنید، درواقع عظمت خودتان را می‌بینید


چشمانتان را ببندید و به این نکته بیندیشید. اگر عظمت فرد دیگری را تحسین می‌کنید، آنچه می‌بینید عظمت خودتان است

اگر شما این ویژگی را نداشتید جذب آن نمی‌شدید

هرکس مردم را به گونه‌ای متفاوت می‌بیند، زیرا هرکس ویژگی‌های خود را به آنها فرا می‌افکند وظیفه ما اینست که آنچه را در دیگران الهام‌بخش خود می‌بینم، شناسایی کنیم و آنگاه
ویژگی‌هایی را که از خود دور کرده‌ایم باز پس بگیریم



***

جبران خلیل جبران


توان زندگی، به چگونگی نگریستن ما به زندگی بسته است




***

اشو


اگر هر نسلی با عشق و احترام نسبت به کودکان رفتار کند، به آنها آزادی بدهد تا رشد کنند، همه جفنگیات مربوط به شکاف نسل‌‌ها محو خواهد شد اگر شما به فرزندانتان احترام بگذارید و با آنها رفیق باشید، امکان ندارد شکاف بین نسلی ایجاد شود




***

ای.هابارد (کتاب: پیام‌های زندگی)

شکست، تنها زمانی رخ می‌دهد که تلاشی در کار نباشد




***





فروغ فرخزاد»:

دلم گرفته است، دلم گرفته است

به ایوان می‌روم و انگشتانم را

بر پوست کشیده شب می‌کشم

چراغ‌های رابطه تار بکند، چراغ‌های رابطه تار بکند

کسی مرا به آفتاب معرفی نخواهد کرد

کسی مرا به میهمانی گنجشک‌‌ها نخواهد برد

پرواز را به خاطر بسپار

پرنده مردنی است




«شهریار قنبری»:

و همین بس که مرا

وسوسه کردی باشم

دست کم در یادت




«لئونارد کوهن»:

می‌خواهم بمیرم

چرا که تو برای من نمرده‌ای و هنوز جهان عاشق توست

دیگر ترانه‌ای نمی‌سرایم تا زمزمه‌اش کنی

برای‌ات می‌نویسم، بگذار صدایی باشم بین صدها صدا

آنگونه که در خواب، هیاهوی شهر را می‌شنوی




«شفیعی کدکنی»

کلماتم را در جوی سحر می‌شویم

لحظه‌هایم را در روشنی باران‌‌ها

تا برای تو شعری بسرایم روشن

تا که بی‌دغدغه

بی‌ابهام

سخنانم را در حضور باد

این سالک دشت و هامون

با تو بی‌پرده بگویم

که تو را

دوست می‌دارم تا مرز جنون




«سهراب سپهری»:

چیزها دیدم در روی زمین

کودکی دیدم ماه را بو می‌کرد

قفسی بی‌در دیدم که در آن

روشنی پر پر می‌زد

نردبانی که از آن، عشق می‌رفت به بام ملکوت

من زنی را دیدم نور در هاون می‌کوبید

ظهر در سفره آنان نان بود، سبزی بود، دوری شبنم بود

کاسه داغ محبت بود




شهریار قنبری:

چه با شکوه کودکی،

زندگی عروسکی،

خنده های یواشکی،

گریه های دروغکی،

چه با شکوه کودکی.




سیمون دیل :

انسان هوشمندی که به هوشمندی اش می نازد، به زندانی می ماند که به بزرگی زندانش می بالد.




شونریو سوزوکی :

ذهن شما که آزاد باشد، همیشه برای هر چیزی آماده است و همه چیز را به گشادگی می پذیرد.

در ذهن یک تازه کار امکانات بسیاری هست، اما در ذهن استاد کار، شدنی ها اندک اند.




نادین استیر:
اگر یک بار دیگر به دنیا می آمدم بسیار سبک تر گردش می کردم.

در بهار با پای برهنه زودتر به راه می افتادم و در خزان با همان پاها، دیرتر برمی گشتم، بیشتر می رقصیدم شنگول تر اسب سواری می کردم و داوودی های بیشتری می چیدم.




ضیا موحد :


پرنده بهاری

چه بیقرارت کرده اند این روزها

به بالهایت می نگری

به رنگ پرهایت

و آفتاب پر از سبزه می شود

پر از بنفشه

پر از پرواز

سپیده دم که به سردی از راه می رسد

چه پر ترانه

به پیشبازش می روی

چه عاشقانه کنارش می نشینی

پر آوازش می کنی

و پا به پایش از بام تا ایوان می دوی

پرنده بهاری

چه کودکانه گذر می کنی

و روزها تنه ات می زنند.




دمه بده:

همه آنچه که هستیم، پی آمد پندارهای ماست.


جوگیام ترونگ پا:
روی هم رفته، می توان گفت که ویژگی دنیای آدمی گیر کردن در یک توده فشرده و درهم اندیشه های پراکنده است.


جی.پی.واسونی:
خدایا چنان نزدیکی که نمی توانم ببینمت.

نویسندگان وبلاگ:
کدهای اضافی کاربر :


border="0" ALT="Google" align="absmiddle">