از یاقوت تا شقایق
سرگرمی تفریحی اطلاعات عمومی
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: یوسف اقتصادی - پنجشنبه ۸ اردیبهشت ۱۳٩٠

 

 

 


بسیاری معتقدند ازدواج گورستان عشق است و عشقی که بین زن و مرد ایجاد می شود پس از ازدواج از بین می رود اما چگونه می توان این عشق را پاس داشت و آنرا به عشقی پایدار بدل کرد تنها راه این است که همسر را همچون یک راز ناشناخته دانست زیرا انسان یک راز بی نهایت است زیرا هر انسان بارقه ای از ذات الهی را درون خودش دارد هرچه بیشتر در مورد یک شخص بدانیم بیشتر احساس خواهیم کرد که آن راز دست نخورده باقی مانده و آن راز ژرف تر خواهد شد. اگر عشق واقعی باشد هرگز دیگری را به ماهیتی شناخته شده تنزل نخواهیم داد زیرا فقط اشیا را می توان شناخت .یک فرد یک راز است بزرگترین رازی که وجود دارد . ازدواج یک تشریفات قانونی و یک قرارداد جامعه برای حفاظت زوجین است اما عشق مرکز و اصل رابطه زوجین است پس از ازدواج نباید سعی کرد که دیگری را تصاحب نمود اینکه بگوییم او شوهر من است یا وی زن من است زیبایی یک فرد و یک انسان را به چیزی زشت تنزل داده ایم . با بخاطر سپردن مقدس بودن همسر عشق دائمی خواهد شد. عاشق همیشه به معشوق فضایی می دهد که خودش باشد او همیشه شاکر است هرگز احساس نمی کند


که معشوق جزیی از دارایی وی است عاشق از اینکه معشوق در لحظاتی به وی اجازه می دهد تا وارد خلوتگاه درونی وی شود سپاسگذار است. ازدواج های عاشقانه محکوم به شکست اند زیرا پدیده ای شاعرانه اند فرد عاشق می شود و شروع می کند به رویا بافتن در مورد زن یا مرد دلخواهش و زمانی در رویاهایش به اوج می رسد,این رویاها تا وقتی زن یا مرد دلخواهش را ملاقات کند ادامه می یابند سپس بعد از وصال آن رویاها شروع می کنند به از بین رفتن وقتی همسر یا شوهر را همانگونه که هستند می بیند ماه عسل تمام می شود. اما وقتی عشاق آینه یکدیگر می شوند عشق تبدیل به مراقبه می شود,در رابطه عاشقانه معمولی طرفین نسبت به یکدیگر کور می شوند وبسیاری از عیوب یکدیگر را در حالت عاشقانه نادیده می گیرند اما در رابطه عاشقانه از نوع مراقبه زوجین به جستجو و یافتن طرف دیگر ادامه می دهند و راههای تازه ای برای با هم بودن می یابند هر فرد یک راز بی نهایت تمام نشدنی است قابل پی بردن نیست امکان ندارد که هرگز بتوان گفت همسرم را شناخته ام تنها می توان گفت نهایت سعی ام را انجام دادم ولی راز همیشه راز باقی می ماند هرچه بیشتر بشناسی دیگری اسرارآمیزتر می گردد آنوقت است که عشق یک ماجراجویی همیشگی خواهد بود .عشق باید هدیه ای رایگان باشد چه بگیری و چه ببخشی نباید درخواستی داشته باشی وگرنه هرچند در کنار هم باشید بسیار از یکدیگر فاصله خواهید داشت و آن موقع دگیر هیچ ادراکی شما را به هم پیوند نخواهد زد حتی فضایی را برای پل زدن باقی نخواهید گذاشت. این یک قانون بنیادی است که خیلی به هم نزدیک شدن و فضایی را برای آزاد بودن نگذاشتن گل عشق را نابود میکند. زن و مرد هر کدام به فضای خودشان نیاز دارند اینکه زن و مرد مجبور باشند در لحظاتی که با هم نیستند برای هم توضیح بدهند که کجا بودند و چه می کردند قید زدن به عشق است اما عشق برای اینکه ارضا کننده باشد لازم است از عشق یک انسان به عشق به تمامیت هستی ارتقا یابد در آن وقت آنچنان عاشق خواهی شد که نیازمند بخشش خواهی بود . ازدواج های معمولی از روی نیاز به دیگری صورت می گیرد و همین نیاز موجب دلبستگی فرد به همسرش می شود این وابستگی عدم استقلال می آورد و آزادی را محدود می کند وقتی آزادی محدود شد همان عشق های کوچک معمولی بین زن ومرد از زندگی شان رخت بر می بندد اما اگر فرد با مراقبه آشنا شود و عشق خود را شامل تمام هستی کند به سروری بی پایان دست می آورد و ازدواجی که بر مبنای این نوع عشق شکل می گیرد نوعی بخشیدن است این ازدواج و عشق نه از روی فقر بلکه از روی غناست زیرا تو چنان فراوان داری که باید آنرا ببخشی و نثار کنی درست مثل گلی که می شکفد و عطرش را به بادها می سپارد. معمولا عشاق می خواهند که معشوقشان فقط آنان را دوست بدارد و عاشق هیچکس دیگری نباشد ولی آنان نمی دانند کسی که نتواند همه را دوست بدارد نمی تواند هیچ کس را دوست بدارد زن از شوهرش می خواهد فقط عاشق او باشد ولی درک نمی کند چنین عشقی دروغین است و مسبب آن خود وی است شوهری که پر از عشق نباشد چگونه می تواند عاشق همسرش باشد عشق ورزیدن خصلت انسان است انسان نمی تواند برای یک نفر سرشار از عشق باشد و برای دیگران تهی از عشق.عشق ربطی به ارتباط ندارد و حالتی از بودن است بخشی از شخصیت درونی افراد است لازم است یاد بگیریم که عاشق همه چیز باشیم به گیاهان پرندگان انسانها بیگانگان و به کسانی که بسیار از ما دورند به ماه و ستارگان عشق بورزیم تا عشق درون ما رشد کند. عشق و مراقبه دری از الوهیت بر روی انسان می گشایند عشق به علاوه مراقبه مساوی است با خداگونگی.

نویسندگان وبلاگ:
کدهای اضافی کاربر :


border="0" ALT="Google" align="absmiddle">