از یاقوت تا شقایق
سرگرمی تفریحی اطلاعات عمومی
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: یوسف اقتصادی - شنبه ۱۳ فروردین ۱۳٩٠

برخی معتقدند وجود ندارد! منظورشان همان عشق در یک نگاه است برخی می‌گویند هوس است و برخی نیز از تجربه خود از چنین عشقی می ‌گویند. در حالیکه برخی از روانشناسان معتقدند که نبایستی به چنین حسی چندان اعتماد کرد گروهی از دانشمندان چندی پیش در مقاله ای  مدعی شده بودند که انسانها می‌توانند تنها در چند ثانیه اول دیدن فردی به او علاقمند شوند.

بدون آنکه بخواهم تاکیدی بر عشق در یک نگاه داشته باشم همیشه برای من سوال بوده است که چرا دیدار چند لحظه ای برخی آدمها (و فقط برخی آدمها و طبیعتا از جنس مخالف) برای مدتها، روزها یا حتی هفته ها در ذهن فرد باقی می ماند؟ در بسیاری از مواقع حتی امیدی به ارتباط بیشتر یا آینده ای با فرد مقابل نیست (مثلا مشاهده فرد در خیابان یا مترو ) ولی یاد یک نگاه گذری روزها و هفته همراه با حسی از تعلق و ستایش در ذهن فرد تکرار می‌شود. آیا زیبایی فرد مقابل باعث ایجاد این حس شده است؟ اگر اینگونه بود مثلا بسیاری از مردان یا زنان عاشق  زنان یا مردان مدل می‌شدند یا با دیدن هر فرد زیبای از جنس مخالف چنین حسی را تجربه می‌‌کردند البته احتمالا افرادی با زیبای بیشتر از شانس بیشتری در این زمینه برخوردارند اما در واقعیت زندگی و آنچه در تجربه شخصی و یا از تجربه دوستان یا اطرافیان شنیده‌ایم نشان از دارد که چنین حسی صرفاً به خاطر زیبایی خاص (از نوعی زیبای مردان یا زنان مدلهای لباس یا تزئینات) نیست.

ضمن آنکه واقعا مایلم نظر شما را نیز بدانم فرضیه شخصی من (البته بدون تاکید بر صحت علمی آن) این است که احتمالا ذهن ما شباهتهایی بین فردی که دیده ایم با الگوهای فرد ایده آل در ضمیر ناخودآگاهمان می بینید (در خودآگاه الگوهای فرد ایده آل ما ممکن تحث تاثیر رسانه‌ها و جامعه بوده و متغیر باشد)  و این قضیه باعث ایجاد تغییرات بیوشیمیایی و ایجاد یک نوع حس هیجان مثبت می شود که مانند لذت استفاده از برخی مواد مخدر در ذهن باقی مانده و با یادآوری آن (چه بصورت ارادی یا غیر ارادی) در روزهای آتی به نوعی احساس هیجان تکرار می‌شود.

در بخش پایانی بد نیست اشاره ای به داستان  یک جوان نیویورکی داشته باشم (این داستان در برخی وبلاگهای فارسی نیز چندی قبل منتشر شده بود)، پاتریک  عاشق دختری شد که تنها در نگاهی در مترو دیده بود اما همین نگاه  کافی بود که پاتریک دل به دختری ببازد که حتی نام او را نیز نمی دانست. این عاشق نیویورکی برای پیدا کردن دختر رویاهایش سایتی درست میکند و یک نقاشی از خودش و دختر ایده آلش در آن می گذرد تا شاید دختر آنرا ببنید و راهی برای برقراری تماس ایجاد شود. سایتی که پاتریک درست کرده به سرعت مورد توجه وبلاگ نویسان و کاربران اینترنتی قرار گرفت و کار به کانالهالی تلویزیونی هم رسید و بالاخره شانس درخانه پاتریک را زد و دختر مورد علاقه اش هم آگاه شد و آنها به یکدیگر رسیدند.

نویسندگان وبلاگ:
کدهای اضافی کاربر :


border="0" ALT="Google" align="absmiddle">